تبليغاتX
نوشته های گاه و بیگاه یک دل بیقرار ...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نقطه ضعف‌های حرکت
اما آنچه را به عنوان نقطه‌نظرهای ضعف کار و شیوه کار آنان می‌توان گفت (البته باید یادآوری کرد که این نقطه‌های ضعف هرگز از ارزش نقش آنان نمی‌کاهد، زیرا لازمه آغاز هر کاری است)، -یکی دوگانگی شخصیت سید جمال و عبده است، بدینگونه که سید جمال به عنوان یک مصلح بزرگ اسلامی بیش از آنچه از چنین شخصیتی انتظار می‌رود غرق در مسائل دیپلماتیم و تلاش‌های سیاسی می‌شود و بسیار کمتر از آنچه از چنین شخصیتی با چنین رسالتی شایسته است و بایسته، از مسائل فکری و تلاشهای ایدئولوژیک دور می‌ماند، و همین انتقاد را، منتهی بطور معکوس، درباره عبده می‌توان کرد: او نیز آنچنان در مسائل علمی غرق است که نمی‌تواند در تلاش‌های سیاسی سید جمال با او همگامی کند و پا به پایش برود.
نقطه ضعف دیگر در «شیوه‌کار» این دو است: سید جمال مبارزه سیاسی را از بالا شروع کرد، در حالی که او به عنوان یک انقلابی برخاسته از متن مردم، حتی از طبقات روستا، و نیز به عنوان یک متفکر مترقی مسلمان، باید به میان توده می‌رفت و مخاطبش مردم می‌بود. و این شیوه‌ای است که هم انقلاب (انقلابی راستین و عمیق)، روشنفکران انقلابی را بدان می‌خواند و هم اسلام و سنت پیامبر آنرا ایجاب می‌کند و پیروی از آن را واجب.
اما او، دریغا که همه قدرت انقلابی، این همه نیروی تلاش و حرکت و به ویژه آن درخشش خیره‌کننده نبوغ فکری و سیاسیش را در رفت و آمد میان دربارها و در بازی میان رجال و بازیگران کثیف سیاست به هدر داد و بارآورترین سالهای پرتلاش عمرش را در آوارگی و دوندگی میان روسیه و ایران و ترکیه و لندن تباه کرد؛ و در نتیجه قربانی خیانتها، بی‌شرمیها و توطئه‌سازیهای رجال منحط، خیانتکار یا مأمور عصر خویش شد. جالب است که در یکی از نامه‌های خصوصیش که در سالهای آخر عمر به یکی از نزدیکانش می‌نویسد، خود بر این ضعف واقف است و بر آن افسوس می‌خورد و «کار با مردم» را توصیه می‌کند.
و اما عبده نتوانست خود را از قالبهای وجودی یک عالم محقق و مفسر متخصص اسلامی فراتر برد، گرچه در این قالب و در این پایگاه نقشی بسیار عمیق و حتی انقلابی ایفا کرد، آنچنانکه فرحت عباس رهبر انقلاب الجزایر در کتاب «La Nuit Coloniale» (شب استعماری)، که داستان مبارزات آزادیبخش ملت الجزایر است، آغاز بیداری و حرکت ضداستعماری شمال آفریقا را از لحظه‌ای معرفی می‌کند که عبده به شمال آفریقا آمد و علما را جمع کرد و آنان را به جای غرق شدن در مسائلی فقهی، فلسفه‌های متافیزیکی و پرداختن به خرافات، ظواهر، تشریفات و شعائر، به بازگشت به قرآن دعوت کرد و خود برای نمونه تفسیری را شروع کرد که سرمشق دیگران شد و بازگشت روحانیت اسلام به قرآن موجب آن شد که قرآن نیز به جامعه، زندگی و به میان مسلمانان بازگردد و سنگ زیرین بنای انقلاب ضداستعماری شمال آفریقا گردد.
اما او نیز کار خویش را از علما و روحانیون جامعه آغاز کرد، و می‌دانیم که آنان نیز همچون سیاستمداران در یک نظام شکل گرفته منجمد از عناصر محافظه‌کار و «دم و دستگاه‌دار» هستند و نه می‌توانند و نه می‌خواهند و نه می‌فهمند. بنابر این آنان نمی‌توانند آغازکننده یک انقلاب مردمی باشند. باید مردم را بیدار کرد و برانگیخت و یک حرکت انقلابی را از متن ناس شروع کرد. و در این حرکت است که از میان روحانیت، عناصر هوشیار و پارسا و شایسته بدان خواهند پیوست و بافت ارتجاعی همراه با عناصر منحط و مرتجع، رفته‌رفته عقب خواهند افتاد و محو خواهند شد. و این درسی است که از پیامبر آموختیم؛ و اساساً سنت پیامبر تنها اقوال و احادیث نیست، بلکه معنی حقیقی سنت، «روش»، «شیوه کار»، «از کجا باید آغاز کرد» و «چه خط سیری را و چه استراتژی‌ای را برای رسیدن به هدف باید تعقیب کرد» است.



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 16:40  توسط تسنیم  | 


لحظات بسیار حساسی بر ما می‌گذرد. ما اکنون سالهای تعیین‌کننده‌ای را می‌گذرانیم. ساعاتی از شب قدر را. به راستی احساس می‌کینم که باران «فرشتگان» و «روح»، فرو باریدن گرفته است و مطلع فجر، علیرغم این شب سیاه، نزدیکست.
ارزشهای تازه‌ای خلق شده است و سرنوشت آینده ما اکنون دارد نوشته می‌شود. خودآگاهی ما و تکوین ایدئولوژیک اسلام و بازگشتش از صورت مجموعه‌ای از علوم قدیم و سنن موروثی ناخودآگاه عامیانه به یک دعوت، رسالت و بعثت- آنچنانکه در آغاز بود-، به مرحله‌ای از تکامل رسیده است که دشمن را به هراس انداخته، و هر سرعتی یافته است که بسیاری از جناحهای نالایق، نیمه‌آگاه و یا ضعیف را از تعقیب آن عاجز کرده است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 16:20  توسط تسنیم  | 

 

 

بدون خودپذیری ،عزّت‌ نفس وجود خارجی پیدا نمی‌کند.

خود‌پذیری به قدری باعزّت‌ نفس در ارتباط پیوسته و تنگاتنگ است، که گاه می‌بینیم این دو را با هم به اشتباه می‌گیرند. با این حال این دو، معانی متفاوتی دارند و هر کدام را باید جداگانه درک نمود.

عزّت ‌نفس چیزی است که آن ‌را تجربه می‌کنیم، امّا خودپذیری کاری است که آن را انجام می‌دهیم.

مفهوم خود‌پذیری از معنایی در سه سطح برخوردار است به آن‌ها می‌پردازیم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 11:57  توسط تسنیم  | 

رقّت قلب داريم و ضعف قلب، ممكن است كسي بگويد من در مدت عمرم يك ‏گوسفند را سر نبريده‌ام يا مرغي را نديده‌ام كه سر ببرند، اين رقّت قلب نيست بلكه ‏ضعف نفس است. زيرا همين شخص كه مي‌گويد من تحمل ديدن گوسفند ذبح شده را ‏ندارم وقتي كباب گوسفند را مي‌خورد و بوي كباب به مشام فقرا مي‌رسد بي‌خيال ‏است و قلبش تكان نمي‌خورد و به فكر آنها نيست. رقّت قلب و عاطفه از فضائل انساني ‏است در حالي كه ضعف نفس فضيلت نيست. راهي كه انسان با طيّ آن برابر دستورات ‏الهي خدمتي به خلق خدا انجام مي‌دهد رقّت قلب است و آن راهي كه با دستورات ‏الهي برابر نيست، ضعف نفس است.‏
رقيق القلب بودن اين است كه انسان وقتي فقيري را ديد واقعاً متأثر بشود، از ‏قيامت و دوزخ كه گفته مي‌شود، از نابساماني وضع يك عده‌اي واقعاً متأثر بشود، اين را ‏مي‌گويند رقّت قلب. راه رقّت قلب هم گناه نكردن است. از حضرت علي(عليه السّلام) ‏روايت شده است: «ما جَفّتِ الدّمُوع إلاّ لِقَسوَةِ القُلُوب وَ ما قَسّتِ القُلُوبُ إلاّ لِكَثْرَةِ ‏الذّنُوب»(١).‏
چشم‌ها گرفتار خشكي نمي‌شود مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت ‏نمي‌شود مگر در اثر گناه زياد.‏
‏…………………………………………………………………………‏
‏(١) بحار، ج ٧٠، ص ٥٥‏‎.‎

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:39  توسط رضا  | 


بعضي از شرايط توبه واجب و اساسي است؛ بعضي مستحب. شرايط اساسي ‏توبه چند چيز است‎:‎
‎١‎‏ ـ انسان جدّاً از گذشته پشيمان شود‏
‎٢‎‏ ـ تصميم جدّي بگيرد در آينده اين كار را نكند‏
‎٣‎‏ ـ بعد از پشيماني نسبت به گذشته و تصميم نسبت به آينده با اخلاص به ‏پيشگاه ذات اقدس اله عرض كند و بگويد: خدايا آمدم‎.‎
چرا دست يازم چرا پاي كوبم
‎ ‎مرا خواجه بي‌دست و پا مي‌پسندد
نه رو به قبله بودن لازم است، نه آب توبه خوردن و نه طهارت ظاهري مثل وضو و ‏غسل، فقط بگويد خدايا آمدم. اين اساس توبه است و بقيه تشريفات و مستحبات است ‏مثل رو به قبله بودن، غسل توبه نمودن، ذكر خاص گفتن. به هر حال خود توبه در حكم ‏آب است و انسان را شستشو مي‌دهد، اين‌طور نيست كه توبه دشوار باشد.‏
چه كنيم كه بعد از توبه مجدّداً آلوده نشويم؟
مراقبت كنيد. مراقبت يعني مراقب خود بودن. رقيب از رقبه به معني گردن گرفته ‏شده است. كسي كه در امتحانات سر مي‌كشد تا ببيند ديگران تقلب نكنند اين را ‏مي‌گويند رقيب. گفته‌اند رقيب خود باشيد، هميشه گردن بكشيد ببينيد چه كسي ‏سراغ شما آمده است، چه كسي مي‌خواهد به جاي شما بنشيند، شيطان آمده است ‏يا فرشته، اگر انسان خداي ناكرده لغزيد اين‌طور نيست كه براي هميشه محروم شود. ‏خداوند توبه او را قبول مي‌كند و مي‌پذيرد‎

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 23:17  توسط رضا  |